+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389ساعت 22:19  توسط djmn878
|
براي دانلود همه ي اينا اينجا كليك كنيد ..... با تشكر از يكي از رفيقاي باحال كه در اين زمينه مارا ياري كرد به قول آقا حسين اين كار ما فقط براي تصحيح غلط هاست ، به چشم برادري نگاه كنيد و گرنه اين كار خطاست :D
PASS : G2
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389ساعت 14:54  توسط g2
|
سلام من G2 هستم نويسنده جديد شياطين ( فكر كنم اولين نويسنده اي كه ساعت 2 شب اضافه شده :D قراره تكاليف زبان فارسي ، ادبيات ، شيمي و زبان رو آپ كنم ولي از اونجايي كه از Dial-Up استفاده مي كنم به قول برخي از سايت ها :شكيبا باشيد .... اينترنت در حال جان كندن است :D
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389ساعت 14:37  توسط g2
|
پاسخ تشریحی تست ها
خاطر نشان می کنم که این کار ما فقط برای یادگیری بهتر است ( با چشم برادری نگاه کنید )
و الا این کار خطاست
کلیک
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389ساعت 3:58  توسط hosenfe
|
پاسخ تشریحی تست ها
باز هم خاطر نشان می کنم که این کار ما فقط برای یادگیری بهتر است (
با چشم برادری نگاه کنید )
و الا این کار خطاست
کلیک ( تهیه : م.م)
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389ساعت 3:58  توسط hosenfe
|
تکلیف تستی هندسه :
خاطر نشان می کنم که این کار ما فقط برای تصحیح موارد غلط است
کلیک
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389ساعت 3:53  توسط hosenfe
|
اعلامیه 2 :
آقا هر کی می تونه کمک کنه بتونیم تمام تکایف رو آپ کنیم
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389ساعت 3:18  توسط hosenfe
|
اعلامیه :
هر کس هر چی کم داره امروز بیاد مدرسه کامل کنیم
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 9:53  توسط hosenfe
|
شعري از عليرضا قزوه درباره امام حسين(ع)
خبرگزاري فارس: عليرضا قزوه غزلي را با نام «خون خدا» در رثاي سومين امام شيعيان جهان سروده است.
نميدانم تو را در ابر ديدم يا كجا ديدم
به هر جايي كه رو كردم فقط روي تو را ديدم
تو را در مثنوي، در ني، تو را در هاي و هو، در هي
تو را در بند بند نالههاي بيصدا ديدم
تو مانند ترنم، مثل گل، عين غزل بودي
تو را شكل توسل، مثل ندبه، چون دعا ديدم
دوباره ليلة القدر آمد و شوريدگيهايم
تب شعر و غزل گل كرد و شور نينوا ديدم
شب موييدن شب آمد و موييدن شاعر
شكستم در خودم از بس كه باران بلا ديدم
صدايت كردم و آيينهها تابيد در چشمم
نگاهم را به دالان بهشتي تازه وا ديدم
نگاهم كردي و باران يك ريز غزل آمد
نگاهت كردم و رنگين كماني از خدا ديدم
تو را در شمعها، قنديلها، در عود، در اسپند
دلم را پَرزنان در حلقه پروانهها ديدم
تو را پيچيده در خون، در حرير ظهر عاشورا
تو را در واژههاي سبز رنگ ربنا ديدم
تو را در آبشار وحي جبرائيل و ميكائيل
تو را يك ظهر زخمي در زمين كربلا ديدم
تو را ديدم كه ميچرخيد گردت خانه كعبه
خدا را در حرم گم كرده بودم، در شما ديدم
شبيه سايه تو كعبه دنبالت به راه افتاد
تو حج بودي، تو را هم مروه ديدم، هم صفا ديدم
شب تنهاي عاشورا و اشباحي كه گم گشتند
تو را در آن شب تاريك، «مصباح الهدي» ديدم
در اوج كبر و در اوج رياي شام ـ اي كعبه ـ
تو را هم شانه و هم شان كوي كبريا ديدم
دمي كه اسبها بر پيكر تو تاخت آوردند
تو را اي بيكفن، در كسوت آل عبا ديدم
دليل مرتضي! شبه پيمبر! گريه زهرا(س)
تو را محكمترين تفسير راز «انّما» ديدم
هجوم نيزهها بود و قنوت مهربان تو
تو را در موج موج ربنا در «آتنا» ديدم
تو را ديدم كه داري دست در دستان ابراهيم
تو را با داغ حيدر، كوچه كوچه، پا به پا ديدم
تو را هر روز با اندوه ابراهيم، همسايه
تو را با حلق اسماعيل، هر شب همصدا ديدم
همان شب كه سرت بر نيزهها قرآن تلاوت كرد
تو را در دامن زهرا(س) و دوش مصطفي(ص) ديدم
تنور خولي و تنهايي خورشيد در غربت
تو را در چاه حيدر همنواي مرتضي ديدم
سرت بر نيزه قرآن خواند و جبرائيل حيران ماند
و من از كربلا تا شام را غار حرا ديدم
به يحيي و سياوش جلوه ميبخشد گل خونت
تو را اي صبح صادق با امام مجتبي(ع) ديدم
تو را دلتنگ در دلتنگي شامي غريبانه
تو را بيتاب در بيتابي طشت طلا ديدم
شكستم در قصيده، در غزل، اي جان شور و شعر
تو را وقتي كه در فرياد «ادرك يا اخا» ديدم
تمام راه را بر نيزهها با پاي سر رفتي
به غيرت پا به پاي زينب كبري(س) تو را ديدم
دل و دست از پليديهاي اين دنيا شبي شستم
كه خونت را حناي دست مشتي بي حيا ديدم
چنان فواره زد خون تو تا منظومهي شمسي
كه از خورشيد هم خون رشيدت را فرا ديدم
مصيبت ماند و حيرت ماند و غربت ماند و عشق تو
ولا را در بلا جستم، بلا را در ولا ديدم
تصور از تفكر ماند و خون تو تداوم يافت
تو را خون خدا، خون خدا، خون خدا ديدم
منبع : خبرگزاري فارس
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 1:5  توسط hosenfe
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 0:51  توسط hosenfe
|